باب الحوائج باب الحوائج جمعه 5 فروردين 1390برچسب:, :: 10:25 :: نويسنده : امیر
کرامات آقای حاج شیخ جعفر مجتهدی مرحوم آقا ابوالفضل قهوه چی پیر مردی متقی و با صفا و اهل توسل بود و از جمله کسانی به شمارمی رفت که علاقه و ارادت شدیدی به آقای مجتهدی داشت و آقا هم به خاطر پاکدلی و سادگیش شدیدا به او محبت داشتند. آقا ابوالفضل تعریف می کرد در ایام ماه مبارک رمضان که آقای مجتهدی در کوه خضر بیتوته کرده بودند شبی بعد از افطار به خاطر دیدنشان راهی کوه شدم . هنگامی که به ایشان رسیدم دیدم بیرون از محوطه اتاقی که در کوه خضر است نشسته اند و مشغول نغمه سرایی و سیر و صفا و توسل به حضرت مهدی (عج) هستند ، من نیز که عاشق و شیفته حضرت بودم با دیدن آن حال عجیب و غریب و توسل ایشان به حضرت منقلب شدم و بسیار گریستم در حالی که پیوسته حضرت مهدی (عج) را صدا می کردم . در همین حال یک مرتبه آقای مجتهدی خطاب به من فرمودند : آقا ابوالفضل بس است دیگر ! آیا چشم حضرت بین داری ؟! و اشاره ای به سوی ماه کرده و فرمودند : اگر چشمش را داری ببین!! آن شب قرص ماه کامل بود هنگامی که به آن نظر کردم ، جمال دلربای حضرت مهدی (عج) را با یک حالت نیم خیز مثل کسی که می خواهد بر خیزد زیارت کردم ، در حالی که با یک دست ذوالفقار ! و با دست دیگر غلاف آن را گرفته و کمی آن را از غلاف بیرون کشیده بودند. سپس آقای مجتهدی فرمودند : ببین آقا ابوالفضل ، خود حضرت هم لحظه به لحظه در انتظار ظهورند و تا امر فرج اصلاح نگردد ایشان هم لحظه ای آرامش ندارند . به محض اینکه آن صحنه را مشاهده کردم طاقت نیاوردم و بیهوش روی زمین افتادم. عمریست که دل در خم گیسوی تو داریم پیوسته نظر بر رخ نیکوی تو داریم ما خیل فقیران و خرابات نشینان چشم کرم و لطف همه سوی تو داریم
نظرات شما عزیزان:
سلام وب خوبی داری
![]()
سلام وب خوبی داری
![]()
درباره وبلاگ آخرین مطالب پيوندها ابتدا ما رو به عنوان باب الحوائج لینک کنید بعد لینک خودتون رو بزارید ممنون نويسندگان
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |